21, 22 ماهگی مهرسا
دختر گلم یه چند وقتی لب تابمون مشکل داره و به اینترنت وصل نمیشه برای همین نتونستم برات بنویسم
اگه از این 2 ماه بخوام برات بگم،اولین چیزی که به ذهنم میرسه اینه که پروژه ترک شیر شب زیاد موفق نبود
اولش خیلی خوب پیش رفتیم حتی دیگه تو اتاق خودت میخوابیدی و صبح ساعت 7 بیدار میشدی و شیر میخوردی ولی متاسفانه مریض شدی و حساااابی بداخلاق و من رو مجبور کردی بهت شیر بدم
البته الان دیگه مثه قبل شیر نمیخوری 2-3 دفعه بیدار میشی و صدام میکنی و زود هم میخوابی،اینم بگم که دختر گلی شدی و دیگه تو اتاق خودت میخوابی عمرررررم
حالا دیگه تصمیم گرفتم کلا برای ترک شیرت عید اقدام کنم که بابا مهدی هم پیشم باشه و بهم کمک کنه
اوایل بهمن ماه هم با مامان زهرا و مامان مینا رفتیم کیش،سفر خیلی خوبی بود و تو هم خیلی خانوم بودی و اصلا اذیت نکردی و تو هواپیما هم مثه دخترای گل آروم بودی،هوا هم خیلی خیلی خوب بود و حسابی کیف کردی با لباسای لختی و چند روز از دست کلاه و شال گردن راحت بودی عشقم
دیگه برات بگه که 22 اسفند عروسی خاله ساجی بابا مهدی و همه در تکاپو عروسی و لباس و...این چیزان
مامانی کلی عکس از مشهد و کیش باید برات بذارم قول میدم بزودی این کار رو بکنم


21, 22 ماهگی مهرسا
