سفر کیش
گل مامانی تابستون سر بابا مهدی خیلی شلوغ بود یه ویلایی رو باید تحویل میدادن ،صبح زود میرفت سر کارش شبا هم دیر میومد برای همین نتونستیم بریم مسافرت،بالاخره آخرای مهر کارش تموم شد وپیشنهاد داد تا یه چند روزی رو بریم مسافرت،من پیشنهاد دادم بریم شمال ولی وقتی پرس وجو کردیم دیدیدم هوای شمال سرد و بارندگیه برای همین پشیمون شدیم،گفتیم گل دخملمون سرما میخوره،باباییت پیشنهاد داد بریم دبی یا ترکیه که یهو یادمون افتاد شما پاسپورت نداری
خلاصه تصمیم بر این شد که بریم کیش
.بابا مهدی به چند تا آژانس زنگ زد تا بالاخره یکیشو انتخاب کرد، قرار شد صبح جمعه 26 مهر صبح بریم و2 شنبه 29 مهر عصر برگردیم هتلمونم هتل داریوش بود.
سفر خیلییییی خوبی بود،بعد از دنیا اومدن تو اولین سفر جدی بود که میرفتیم خیلی خوش گذشت ولی خوب تو یه کمی اذیت کردی، مخصوصا تو هواپیمااااااااااااااااااا،وای هم موقع رفتن هم برگشتن یه ربع فقط جییییییغ زدی و گریه کردی یعنی از دستت اینجوری شده بودیم
وهیییییچ چاره ای هم نداشتیم.
تو کیش هم خوابت زیاد شده بود تا ما میخواستیم بریم بیرون تو میخوابیدی
یعنی برنامه داشتیمااااااا،تو کالسکه هم زیاد نمیموندی،موقع عکس گرفتن هم به خاطر آفتاب به هییییچ وجه به دوربین نگاه نمیکردی، اگه بدونی من وبابا چی کارا میکردیم که به دوربین نگاه کنی
با همه اینا خیلی خوب بود ،دست بابایی درد نکنه که ما رو برد مسافرت


اینم عکسای اولین مسافرتموووون
عشقمی

همش میخواستی گلا رو بکنی و بذاری تو دهنت

دخملم آفتاب میگیره،البته تو غروب آفتاب

یعنی به هیچ وجه حاضر نبودی چشماتو باز کنی





همش دوست داشتی به دریا نگاه کنی عمرم

دخملم بازی میکنه







اینجا رفته بودیم رستوران شاندیز،دوباره قیام کردی ما مجبور شدیم قبل از اینکه برنامه رستوران شروع بشه برگردیم،خستگی رو قشنگ میتونی تو قیافه مامان ببینی



سفر کیش
نیلوفر