1 سال و 28 روزگی
سلام عسلکم،این روزا انقدررررررررر شیرین و شیطون شدی که نمیدونم از چی برات بنویسم
- به فهرست صدای حیوونات،گاو هم اضافه شده
،الان صدای ببعی،پیشی،هاپو،جوجه(البته با پانتومیم) رو در میاری،اسم ببر و میمون هم میگی
- چند روزه به من و بابا میگی مامانی و بابایی،قبلا همون مامان و بابا میگفتی
- هرچی خوراکی و اسباب بازی و کنترل تو وی دستت میاد میری بالای مبل و میندازی پشت مبل و بعد با خنده به من نگاه میکنی
- خیلی خیلی به من وابسته شدی و حتی پیش بابا هم زیاد بند نمیشی و من هر جا باشم پیدام میکنی انقدر شیرین میگی ما ما نی که مگه دلم میاد بغلت نکنم

- دندون بالاییاتم هم یکیش در اومده و داره رشد میکنه ولی بغلیش هنوز زیر پوسته،قیافت انقدر بامزه شده با این دندونای لنگه به لنگه

- خدا رو شکر فعلا غذا خوردنت خوبه چند روز پیش نزدیکه 12 روز دهنت قفل بود و به جز شیر هیچی نمیخوردی

- حسابی هم ددری شدی تا میگیم لباس بپوشیم کجا بریم میگی د د

- همچنان هم عااااشششق آب بازی هستیم و تا میگم لباس در بیاریم کجا بریم میگی آب بوووووزی
- عاشق آلبوم عکسی،برات میارم و اسم اشخاص و ازت میپرسم و تو هم تقریبا نشون میدی و کلی ذوق میکنی

- تا چند روز پیش بلند میشدی و چند قدم راه میرفتی ما هم هول شدیم و رفتیم یه کفش راحت برات خریدیم که راحت باشی ولی الان دیگه دوست نداری راه بری،فک کنم کفشه هم برات کوچیک شه با این اوصاف
پ - الانم خواب تشریف داری که من اینجام وگرنه مگه میذاری من پشت لب تاب بشینم

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


1 سال و 28 روزگی
نیلوفر