حرفای جدید
خانوم خانوما ،به بابا مهدی میگی با با دی،به مامان نیلوفر میگی مامان نی
وقتی میخوایم بریم بیرون تا لباساتو تنت میکنم میری سراغ کمد من و هی مانتوهامو نشون میدی میگی انی
(بعضی وقتا هم میگی انو) البته منظورت اینو هست
،خلاصه تو میگی من چی بپوشم بلاچه خانوم
تا میگم عشق من کیه؟میزنی به دلتو میگی من من
(راستی جمعه 30 خرداد نامزدی خاله ساجده بابا بود من صبح رفتم آرایشگاه و تو پیش بابا مهدی موندی همش نگران بودم اذیت نشی آخه اولین بار بود تنهات میذاشتم پیش بابا،ولی کلی بهت خوش گذشته بود با هم رفته بودید پارک و آب بازی و خرید،وقتی اومدم خونه کلافه خواب بودی،1 ساعتی خوابیدی و بعدش آماده شدیم و رفتیم سالن،اونجا بغل هیچ کس نمیرفتی و تا میذاشتمت زمین گریه میکردی
،تا مامان مینا اینا اومدن یه کم یخت باز شد و رفتی بغل خاله نغمه و من تونستم یه کم نفس بکشم
)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


حرفای جدید 


