یه مامان تنبل، یه دختر شیطـــــــــــــــــــــــــون
خانوم گلی خیلی وقته نتونستم برات چیزی بنویسم و عکسی بذارم،دلیلشم اینه که تا لب تاب رو روشن میکنم میای پای میز و میخوای که برات فیلم بذارم،بعد من هر فیلمی میذارم تو میگی نه نه،یعنی یکی دیگه،هی من فیلم میذارم هی تو میگی نه،انقدر این ادامه پیدا میکنه تا دعوامون میشه و به زور میبرمت و سرت رو گرم میکنم و لب تاب رو خاموش میکنم
،برای همین من اصلا نمیتونم پای کامی بشینم چه برسه تا وبلاگ بنویسم
الانم تو خوابیدی با اینکه کلی کار دارم گفتم یه چند خطی برات بنویسم
بالاخره 5 شنبه پیش کارامون جور شد و تونستیم بریم مشهد،از اون موقع که تو به دنیا اومده بودی قسمت نشده بود ببریمت مشهد،وسطای هفته پیش بابایی گفت که سرش خلوته و میتونیم بریم بعد هم برای آخر هفته بلیط گرفت،5 شنبه رفتیم و شنبه شب هم برگشتیم،سفر خوبی بود تو هم خانوم بودی و تو هواپیما اذیت نکردی،فقط موقع برگشت تو هو هواپیما پی پی کردی
وای اگه مامان مینا باهامون نبود من نمیدونستم چیکارت کنم با بابایی بردنت دستشویی و پوشکت رو عوض کردن
(راستی مامان مینا به خاطر نذری که برای مریضیه بابا امیر داشت باهامون اومد مشهد)
تو هتل هم زیاد اذیت نکردی فقط هی میخواستی از رو زمین چیز برداری و بخوری ولی تو حرم کلی کیف کردی،جای بزرگ،تمیز و نورانی،کلی بهت خوش گذشت مش مهرسا
عکسای مشهد تو گوشی بابا مهدیه،برت میذارم دخترم
حالا از حرف زدنت بگم ،کلمه هایی که میگی خیلی زیاد شده،جمله های 2 کلمه ای هم میگی مثه مامان به به،همه کلمه هایی که میگی یه طرف موز یه طرف انقدر خوشگل میگی موز که آدم میخواد بخورتت
4 تا دندون جدید هم در آوردی،2 تا پایین که کامل رشد کرده،2 تا هم بالا که تازه نیش زده
تو این مدت 2 بار هم رفتیم باغ وحش،دفعه اول تنها رفتیم دفعه دوم با پرنیا و مامان مینا و خاله، خیلی خوشت اومده بود،عکسای باغ وحشم تو گوشیه باباییه
فعلا همینا یادم اومد مامانی،سعی میکنم بیشتر بیامو برات بنویسم عسلکم


یه مامان تنبل، یه دختر شیطـــــــــــــــــــــــــون 
