مهرسا ومراسم مختلف
گلکم تولد 6 ماهگی تو با تولد 2 سالگی پرنیا گلی افتاده بود تو یه روز البته دقیقا که نه با یه روز تفاوت،برای همین ما هم کلک زدیم و روی کیک پرنیا یه شمع 6 گذاشتیم و تو باهاش عکس گرفتی
،تازه اونشب شب عید غدیر هم بود
حالا یه کم از شب تولد بگم که تو چیکار کردییییی خانومی،اولش خوب بودی ولی یهویی شروع کردی به گریه و جیغ وحشتناک،وای تا حالا تو این 6 ماه اینجوری نکرده بودی حالم خیلی بد شده بود نمیدونستم چیکار کنم،دیگه مجبور شدیم بعد شام پا شیم تا نشستیم تو ماشین یه کم شیر خوردی و خوابیدی
،نگران بودم که فردا صبحش که جشن عید غدیر خونه مامان زهرا بود و فردا شبش که بله برون خاله ساجی بود می خوای چیکار کنی،تو جشن فردا که دوباره قیام کردی و ن از اولش مجبور شدم تو اتاق باشم و تورو به زور خوابوندم وای نزدیک 2 ساعت رو دستم خوابیدی دیگه دستم حس نداشت،شب از ترسم از اولش تو رو بغل کردم و راه بردم تا آبرو ریزی نکنی و مراسم رو بهم نزنی،یه همچین آدمی هستت فدااااات بشمممممم
حالا عکسای این مراسم
تولد پرنیا گلی


مهرسا ،بله برون خاله ساجی


جشن عید غدیر
اینجا جشن تموم شده بود و تو تازه از خواب بیدار شده بودی




مهرسا ومراسم مختلف
