مهرسامهرسا، تا این لحظه: 13 سال و 5 ماه و 25 روز سن داره

فرشته خوشبختی مامان و بابا

مهرسا ومراسم مختلف

1392/8/14 13:58
نویسنده : نیلوفر
183 بازدید
اشتراک گذاری

گلکم  تولد 6 ماهگی تو با تولد 2 سالگی پرنیا گلی افتاده بود تو یه روز البته دقیقا که نه با یه روز تفاوت،برای همین ما هم کلک زدیم و روی کیک پرنیا یه شمع 6 گذاشتیم و تو باهاش عکس گرفتینیشخند،تازه اونشب شب عید غدیر هم بودلبخند

حالا یه کم از شب تولد بگم که تو چیکار کردییییی خانومی،اولش خوب بودی ولی یهویی شروع کردی به گریه و جیغ وحشتناک،وای تا حالا تو این 6 ماه اینجوری نکرده بودی حالم خیلی بد شده بود نمیدونستم چیکار کنم،دیگه مجبور شدیم بعد شام پا شیم تا نشستیم تو ماشین یه کم شیر خوردی و خوابیدیتعجب ،نگران بودم که فردا صبحش که جشن عید غدیر خونه مامان زهرا بود و فردا شبش که بله برون خاله ساجی بود می خوای چیکار کنی،تو جشن فردا که دوباره قیام کردی و ن از اولش مجبور شدم تو اتاق باشم و تورو به زور خوابوندم وای نزدیک 2 ساعت رو دستم خوابیدی دیگه دستم حس نداشت،شب از ترسم از اولش تو رو بغل کردم و راه بردم تا آبرو ریزی نکنی و مراسم رو بهم نزنی،یه همچین  آدمی هستت فدااااات بشممممممچشمک

حالا عکسای این مراسم

تولد پرنیا گلیقلب

 

مهرسا ،بله برون خاله ساجیلبخند

 

جشن عید غدیر

اینجا جشن تموم شده بود و تو تازه از خواب بیدار شده بودیلبخند

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

زهرا مامان آرش
14 آبان 92 19:33
خوش تیپ خاله