مهرسامهرسا، تا این لحظه: 13 سال و 5 ماه و 25 روز سن داره

فرشته خوشبختی مامان و بابا

این روزهای ما و مهرسا

1392/12/11 18:26
نویسنده : نیلوفر
91 بازدید
اشتراک گذاری

گل مامان این روزا خیلی سرم شلوغه و کمتر وقت میکنم بیام برات بنویسم...

حدود 1 هفته ای میشه اسباب کشی کردیم و اومدیم خونه جدید،این خونمون از خونه قبلی بزرگتره و نزدیک خاله نغمه و مامان میناس،با خونه خاله نغمه که فقط یه کوچه فاصله داریملبخند و از همه جهات از خونه قبلیمون بهتره فقط یه بدی داره که اینجا شومینه داره و برای تو جذابه و همش میری سراغش و من باید همش حواسم به تو باشه که بلایی سر خودت نیاری،هر چند جلوش یه میز گذاشتیم ولی تو این روزا از در و دیوار بالا میری و اعتباری به اون میز نیستنگران

خلاصه که تا چند روز مشغول چیدمان این خونه بودیم و هنوزم یه کمکی کار داریم،برای همین وقت نکردیم برات کیک بگیریم و ماهگرد 10 ماهگیتو جشن بگیریم،ولی در اولین فرصت حتما این کار رو میکنیمماچ

راستی 25 بهمن بردیمت آتلیه،تو از روز 10 بهمن مریض شده بودی و تقریبا داشتی خوب میشدی که برات وقت گرفتم،ولی نمیدونم چرا دوباره اون روز مریضیت اوج گرفت و زیاد حال و حوصله نداشتی،با این همه بازم خوب همکاری کردی،البته زیاد تو عکسات نخندیدی ولی عیب داره یادگاریه دیگهچشمک،حالا امروز عکسات آمادس و باید بریم بگیریملبخند

اینم بگم که تو این یه ماه 3 بار رفتی دکتر و امروز که دقیقا 1 ماه از شروع مریضیت میگذره تازه بهتر شدی،این وسطا مامانم مریض کردی،منم تازه دارم خوب میشم

 

از کارای این ماهت برات بگم....

به سرعت جت از مبلا بالا میری و روش بلند میشی و بالای مبل رو میگیری،این کارت خیلی خطریه و من 1 ثانیه نباید ازت دور باشم وگرنه میوفتی و ...ناراحت

 

همه کارایی که ازت بخوایم رو متوجه میشی و انجام میدی

 

ساعت ،برق،عکس پرنیا،توپ،ماشین ،قاشق و...خیلی چیزای دیگه رو یاد گرفتی و تا بهت میگیم نشون میدی و تا ما میگیم آفرین زود برای خودت دست میزنی جیگرممممممممممممقلب

تا میگم خداحافظی کن زود بای بای میکنیماچ

وقتی بهت میگم قایم شو سرت رو میذاری زمین و قایم میشی بعد بلند میشی میگی داااااااااماچ

 

تلفن یا هرچیز دیگه ای رو میبری به گوشت و میگی ااااااااقلب

لیوان رو میگیری دستت و هی میگی آبه آبه....لبخند

 

عروسکا و عکسا رو بوس میکنی ولی آدما رو نهمتفکرانگار خجالت میکشی،میخندی و سرت رو میندازی پایینقلب،همچنین وقتی ما نماز میخونیم میای و مهر رو بوس میکنی عشقمماچ

فعلا همینا یادمه بعدا میام لیست هنرمندیات رو کامل میکنم عروسکم

راستی تا دیروز از نگرانیم برای بالا مبل رفتنت نوشتم یاد گرفتی که خودت از مبل بیای پایین و من یکم خیالم راحت شدلبخند

این خونه دستگیره های کابینتاش یه مدلیه که راحت میتونی باز و بستش کنی اینم شده یه دغدغه برای من

تازه دستت به شیرای گاز هم میرسه و قشنگ واسه خودت شعله ها رو کم و زیاد میکنیاسترس

 یعنی شدی یه آتیش پاره هاااااااااااااااااااقلبقلبقلب

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

خاله نغمه
10 اسفند 92 16:44
عشقمی،خاله فدات بشه نمکدون