کارهای این روزهای مهرسا
از شیرین کاریها و خرابکاری های این روزهات هر چی بگم کمـــــــــــــــــــــــــــه خانوم گلم 
یکی از کارهای بانمکی که میکنی هر وقت اوضاع وفق مرادت نیست یا یکی اذیتت میکنه یا بوست میکنه سریع دعواش میکنی و پشت هم با اخم میگی اه اه اه
دیگه برات بگم تا مامان حواسش بهت نیست یا چیزی میخوای و بهت نمیدیم قهر میکنی و سرت رو میذاری زمین و گریه میکنی
انقدر خوردنی میشی با این کارت که من و بابا مهدی به جای این که بیایم بغلت کنیم همش با این کارت خندمون میگیره و قربون صدقه ات میریم
از بین یه عالمه اسباب بازی که همیشه کنار خونه هست تا شما باهاش بازی کنی و زیاد تحویلشون نمیگیری،توپ و عکس پرنیا رو خوب میشناسی تا بهت میگیم توپ یا عکس پرنیا رو بده سریع میری و برامون میاری باهوش مامان
وقتی داری به به میخوری بهت میگیم به ما هم به بده از دهنت خوراکی ها رو در میاری و میذاری تو دهن ما
،کاملا فعل بده رو متوجه میشی
خودت هی یقه لباسات رو میکشی جلوی صورتت و دالی بازی میکنی با ما
کلا یقه هات گشاد شده جیگرم
صدای سرفه کردن رو تقلید میکنی
از میز بغل مبل میری بالا و از رو اونم میری رو مبلا یعنی یه لحظه نمیشه تنهات گذاشتا برای خودت شدی مهرسا خطر
یکی دیگه از سرگرمیاتم باز کردن کشوها و تخلیه وسایلشونه فکر کنم روزی حداقل 20 بار این کار رو میکنی
و من همش میترسم دستت بمونه لای کشو


کارهای این روزهای مهرسا
